تنظیمات استایل سایت

انتخاب نوع نمایش

  • Full
  • Boxed

انتخاب رنگ

  • skyblue
  • green
  • blue
  • coral
  • cyan
  • eggplant
  • pink
  • slateblue
  • gold
  • red

اختلال یادگیری

ناتوانی یادگیری به یک نوع نارسایی شناختی در یک یا چند فرآیند ذهنی در حوزه درک صحیح زبان گفتاری، نوشتاری، شنیداری، فکر کردن، خواندن، نوشتن، هجی کردن و محاسبات ریاضی مربوط می شود.

بعضي از كودكان با هوش نرمال علي رغم آموزش مهارت‌‌ها نمي‌توانند آن‌ها را بياموزند. اين ممكن است تنها حوزه مشكلشان باشد ولي معمولاً با ساير مشكلات يادگيري مرتبط است. اين كودكان مانند كودكان همسن خود علائم مشابهي را فرا نمي‌گيرند و به نظر نمي‌رسد پيامدهاي اجتماعي اعمالشان را پيش‌بيني كنند. هر اختلالی که در آن موفقیت تحصیلی فرد با توجه به سن و آموزش و هوش، براساس آزمون‌های معیار خواندن و نوشتن و محاسبه از آنچه انتظار می‌رود بسیار کمتر باشد، اختلال یادگیری یاتوصیف می‌شود. اصطلاح اختلال یادگیری از نیاز به تشخیص و خدمت به دانش‌آموزانی برخاسته‌است که به‌طور مداوم در کارهای درسیخود با شکست مواجه می‌شوند و در عین حال درچهارچوب سنی کودکان استثنایی نمی‌گنجند. ظاهری طبیعی دارند، رشد جسمی و قد و وزن‌شان حاکی از بهنجار بودن آنان است. هوش آن‌ها کمابیش عادی است، به خوبی صحبت می‌کنند، مانند سایر کودکان بازی و مثل همسالان خود با سایرین ارتباط بر قرار می‌کنند. درخانه نیز یاری‌های لازم را دارند و کارهایی را که والدین به آنان واگذار می‌کنند به خوبی انجام می‌دهند. لیکن توانایی لازم برای به جریان اندازی اطلاعات برای بیان کردن و به ویژه نوشتن و یادگیری را ندارند. پس با توجه به مشخصات کلی ایندانش‌آموزان، می‌توان آن‌ها را در گروه جدیدی به نام دانش آموزان اختلال یادگیری قرار داد و گفت این دانش آموزان در یک یا چند فرایند روانیکه به درک کردن با استفاده از زبان شفاهی یا کتبی مربوط می‌شود، اختلال دارند که این اختلال می‌تواند به شکل عدم توانایی کامل در گوش کردن، صحبت کردن، خواندن، نوشتن، هجی کردن یا انجام محاسبات ظاهر شود.

سالهاست معلمان دانا، متوجه این حقیقت شده اند که در کنار برخی از کودکان استثنائی همچون کودکان ناشنوا، نابینا و آهستهگام کودکانی هستند که بدون آنکه ناشنوا باشند برخی کلمات و مطالب شنیداری را درک نمیکنند و یا با اینکه از قدرت بینائی خوبی برخوردارند اما پارهای از نوشتهها و نمادهای بصری را درک نمیکنند و یا به رغم آنکه از بهره هوشی متوسط و یا بالاتر از متوسط بهرهمند میباشند با روشهای معمول و متداول آموزشی قادر به درک و فهم و یادگیری برخی از مطالب درسی نمیباشند. لذا این قبیل کودکان و دانشآموزان در گروههای متعارف استثنائی جائی نداشته و عموما در کنار همسالان خود در مدارس عادی حضور دارند، لیکن از نظر رشد و تحول زبان، ادراک بینائی، ادراک شنوائی و یا در یادگیری برخی مطالب درسی مثل خواندن، نوشتن و حساب کردن با مشکل اساسی مواجه میباشند.

امروزه تخمین زده می شود حداقل ۳ درصد از کودکان سنین مدرسه به نحوی دچار اختلال در یادگیری میباشند. در حدود ۶۷ درصد یعنی اکثریت کودکان ناتوان در یادگیری در گروه سنی ۸ تا ۱۱ سال قرار دارند. فقط ۴ درصد در گروه سنی ۶ سال بوده و ۱۰ درصد در گروه سنی ۷ سال قرار دارند و ۱۸ درصد باقیمانده در گروه سنی ۱۲ تا ۱۶ سال هستند. تحقیقات مختلف نشان می دهد که در حدود ۸۰ درصد از کودکان ناتوان در یادگیری از پسران هستند و ۲۰ درصد از دختران.

علل احتمالی ناتوانائیهای یادگیری

۱-عوامل ژنتیکی

یکی از موضوعاتی که همواره به طور مشخص در زمینه هر یک از مباحث مختلف معلولیت های ذهنی و جسمی مطرح بوده است مسئله امکان وجود عوامل ژنتیکی در بروز معلولیت یا ناتوانی خاص می باشد. به رغم اینکه تاکنون بعضی از محققان به مواردی از احتمال وجود نقش عامل وراثت در ناتوانی خاص در یادگیری اشاره کرده اند ولی تاکنون در این مورد دلیل یا دلایل کاملا روشن ارائه نشده است. در هر حال وجود برخی از یافته های علمی حاکی از آن است که مشکلات یادگیری و فزون کنشی در بعضی از خانواده ها بیشتر به چشم می خورد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *